دوشنبه: 27 اسفند 1397

پايه اين مرکز علمي و تحقيقي بر درک درست از نياز زمان و تکاليف گران حوزة مبارک قم بنا نهاده شده است.(بخشي از فرمايشات مقام معظم رهبري «دام ظله» در حکم تنفيذ رياست محترم مؤسسه) .:. مطالعه بيشتر     
فارسیEnglish

مقام معظم رهبری دام ظله العالی: دعوت جوان‌های ما به علوم عقلی بسیار مهم است/ فلسفه اسلامی باید گفتمان فلسفی دنیا شود.

مرکز پژوهشي دائره‌المعارف علوم عقلي اسلامي، نخستين مرکز دائره‌المعارفي در زمينه علوم عقلي اسلامي

رشته فلسفه حقوق

واژه «فلسفه حقوق» از دو كلمه «فلسفه» و «حقوق» تشكيل شده است.

واژه «فلسفه» در کاربرد ُمضاف، گاهي پيشوندِ «علمِ» خاصّي است مانند: فلسفه علمِ حقوق يا فلسفه علمِ تاريخ؛ در اين صورت، همواره منظور از آن، تبيين مبادي تصوّري و تصديقي آن علم است و مشتمل بر مطالبي مانند تاريخچه، بنيانگذار، هدف، فوايد و روش تحقيق و سير تحول آن علم است. در اين‌گونه موارد، فلسفه، معرفت درجه دوّم محسوب مي‌‏شود كه موضوعِ آن يك علم ديگر و هدفِ آن، آشنايي بيشتر با خودِ آن علم، نه ايجاد معرفت جديد است. اما گاهي، فلسفه پيشوندِ موضوع خاصّي مانند خود «اخلاق» و «حقوق» است؛ يعني فلسفه اخلاق يا فلسفه حقوق؛ و منظور از آن، تبيين عقلانی و تحليلِ انتقادي مبادي، مباني و اصول آن علم است، که به شيوه تحليل عقلي صورت مي‌گيرد. در اين موارد فلسفه، معرفت درجه يک محسوب مي‌‏شود كه موضوع آن يك علم خاص و هدف از آن، ايجاد معرفت جديد است و تمامي مباحث بنيادين مربوط به آن علم را تجزيه و تحليل مي‌کند. منظور ما در اين بحث، همين معنا است.

 منظور از واژه «حقوق» در اين‌جا، دو تعريف ذيل است:

1. به معنای مجموعه قواعد و مقررات حاکم بر روابط افراد يك جامعه در زمان معين. حقوق در اين کاربرد، مانند واژه شرع يا شريعت در اصطلاح فقهاي اسلام، تقريباً مترادف با «قانون» و به معناي مجموعه‌اي از بايدها و نبايدهايي است كه اعضاي يك جامعه ملزم به رعايت آن هستند و دولت ضمانت اجراي آن را به عهده دارد، مانند: حقوق ايران، حقوق مصر. حقوق در اين معنا، جمع «حق» نيست، بلكه مانند كلمه قبيله يا لشکر، اسم جمع است.

2. به معنای جمع حق يعني امتيازات و قدرت‌هاي قانوني هريك از افراد يا گروه‌هاي يك جامعه است كه در هر نظام حقوقي، براي تنظيم روابط مردم و حفظ نظم و تأمين سعادت اجتماعي انسان، مشخص مي‌گردد، مانند: حق حيات يا حق مالكيت. البته روشن است كه رسميت حقوق به اين معنا، ناشي از قوانين و مقرّرات حاكم بر جامعه مي‌‏باشد و بدون قانون هيچ حق قابل مطالبه‌اي براي افراد به وجود نمي‌آيد.

فلسفه حقوق، دانشي است كه اصول و كليات مربوط به مقرّرات حاكم بر روابط اجتماعي را مورد بحث قرار مي‌‏دهد و شامل مسائلي مثل منشأ مشروعيت و اعتبار قواعد حقوقي (مکاتب حقوقي)، اهداف، منابع و نظام‌هاي حقوقي مي‌شود. ولي گاهي مقصود، معناي دوم حقوق بوده و فلسفة حقوق از مبناي اعتبار و ريشه الزام حقوق فردي بحث مي‌کند.

در حال به‌روزرساني اطلاعات