پنجشنبه: 14 فروردین 1399

پايه اين مرکز علمي و تحقيقي بر درک درست از نياز زمان و تکاليف گران حوزة مبارک قم بنا نهاده شده است.(بخشي از فرمايشات مقام معظم رهبري «دام ظله» در حکم تنفيذ رياست محترم مؤسسه) .:. مطالعه بيشتر     
فارسیEnglish

مقام معظم رهبری دام ظله العالی: دعوت جوان‌های ما به علوم عقلی بسیار مهم است/ فلسفه اسلامی باید گفتمان فلسفی دنیا شود.

مرکز پژوهشي دائره‌المعارف علوم عقلي اسلامي، نخستين مرکز دائره‌المعارفي در زمينه علوم عقلي اسلامي

چيستي منطق رواقي ـ مگاري و ارتباط آن با منطق ارسطويي و اسلامي

اين موضوع در نشستي يک روزه با محوريت سخنان استاد دکتر محمدعلي اژه‌اي و با حضور برخي از اساتيد و محققان مرکز پژوهشي دائره المعارف علوم عقلي اسلامي، روز پنجشنبه بيست و هشتم شهريور 1392 برگزار گرديد.

اهم مطالبي که در اين نشست توسط اين استاد ارجمند مورد بحث و بررسي قرار گرفت بدين شرح است:

رواق چهار ستوني بوده است که روي تنها ديوارش تصاويري از جنگ‌هاي يونانيان ترسيم شده بود. تعداد اين رواق‌ها زياد بود و برخي فلاسفه مباحث خود را در سايه اين رواق‌ها مطرح مي‌کردند که به رواقيون معروف شدند.

در مقابل رواقيون، آکادمي افلاطون و ليسه ارسطو هر کدام مکتب ديگري بودند.

رواقيون و مگاريون افراد متفاوتي بوده اند اما مطالبي که به عنوان رواقي- مگاري بر جاي مانده است، از يک شخص به نام خروسيپس مي‌باشد.

بابزين (Bobzien ) موضوعاتي را در‌اين باره بر شمرده و مي‌گويد: خروسيپس بيش از 300 کتاب در اين موضوعات نوشته است.

رواقيون تأليفات زيادي داشتند که نام همه آنها مقدمه منطق بوده است، با اين حال در مورد تاريخ منطق رواقي- مگاري مطلب مهمي در دست نيست. بنسون ميتس مي‌گويد: تمام مقاله‌ها و کتاب‌هايي که توسط مگاري‌ها و رواقي‌ها نگارش شده، از بين رفته و چيزي از آنها موجود نيست. نظريه‌هاي مربوط به اين بخش از منطق را بايد از قطعات پراکنده‌اي که در چند قرن بعد نوشته شده، جمع‌آوري و باز‌سازي کرد.

بنابراين انديشه رواقي- مگاري (با اين عنوان) نخستين‌بار در غرب مطرح شده است، که البته در آنجا نيز کشف وجمع‌آوري اين منطق از منابع کهن، سابقه‌اي کمتر از صد سال دارد.

بنسون ميتس در سال 1962م، کتابي به‌نام منطق رواقي نوشت و مباحث آن کتاب را به صورت واضح مطرح کرد. اين کتاب کامل‌ترين گزارش در اين زمينه است.

در جهان اسلام هرچند که اخلاق رواقي و مانند آن وجود داشته است، ولي چيزي با عنوان منطق رواقي مطرح نبوده است. با اين حال مبحث قياس‌هاي استثنايي در منطق اسلامي همان منطق رواقي است. اين يک نظريه‌اي است که از سوي اينجانب (دکتر محمدعلي اژه‌اي) مطرح شده است و در هيچ اثر ديگري ـ چه داخلي و چه خارجي ـ يافت نمي‌شود.

کشف اين نکته براي بنده، مربوط به دوره تحصيلم در خارج بود و اينکه محققاني مانند ميتس وغيره چگونه منطق رواقي ـ مگاري را از ميان مطالب پراکنده بازسازي کرده‌اند. در حالي که تمام آن مطالب به صورت منسجم نزد منطق‌دانان مسلمان موجود بوده است.

چگونگي آشنايي منطق‌دانان جهان اسلام با منطق رواقي- مگاري

نحوه دقيق اين آشنايي معلوم نيست. اما براي نخستين بار تقسيم قياس به اقتراني واستثنايي در آثار فارابي ـ پدر منطق اسلامي ـ بدون هيچ اشاره‌اي به رواقيون مطرح شده است. در اين مورد دو احتمال به ذهن مي‌رسد:

  1. متن مختصري در دوره ترجمه متون، به صورت مجهول المؤلف به عربي ترجمه شده است و فارابي هم از آن ترجمه استفاده کرده است.
  2. اساتيد مسيحي مکتب منطقي بغداد متن يا متوني از منطق رواقي در اختيار داشتند و فارابي طي حضورش در بغداد، اين مطلب را از اين اساتيد فرا گرفته است. بدون آنکه خود او اطلاعي از اين منطق داشته باشد (که البته اين احتمال قوي‌تر است)

تفاوت منطق ارسطويي و منطق رواقي

ويژگي مهمي که منطق ارسطويي دارد اين است که اين منطق، منطق محمولات، بلکه منطق طبيعيات است يعني مبتني بر متافيزيک اشياء با خواص ذاتي و عرضي آنها است. علت عمده اين مسئله هم اين است که خود ارسطو يک طبيعت‌شناس و علاقه‌مند به طبيعت بوده است. به همين جهت گفته مي‌شود، منطق ارسطويي چيزي جز کاربرد منطق در طبيعيات نيست.

اين در حالي است که منطق رواقي، به معناي واقعي کلمه منطق تصديقات و گزاره ها است.

 رواقيون به ذوات توجه نداشتند و بر خلاف ارسطو معتقد بودند که الهيات وطبيعيات و غيره بعد از منطق هستند. اصولا علم انتزاعي است و مراتب ولايه‌هايي دارد. انتزاعي‌ترين و دشوارترين لايه علوم منطق است. پس منطق به صدق و حقيقت کار دارد نه يک صدق خاص مثل الهيات يا طبيعيات.

منطق رواقي در واقع سيستم و نظام استنتاج و استدلال است. آنها متغير قضيه‌اي نداشتند و حتي خود قضيه را هم به کار نمي‌بردند، بلکه مي‌گفتند: اگر الف آن‌گاه ب.

منطق رواقي حساب گزاره‌ها است. اصل در منطق نيز همين حساب است و حساب محمولات در واقع از لوازم و لواحق منطق است.