یکشنبه: 3 شهریور 1398

پايه اين مرکز علمي و تحقيقي بر درک درست از نياز زمان و تکاليف گران حوزة مبارک قم بنا نهاده شده است.(بخشي از فرمايشات مقام معظم رهبري «دام ظله» در حکم تنفيذ رياست محترم مؤسسه) .:. مطالعه بيشتر     
فارسیEnglish

مقام معظم رهبری دام ظله العالی: دعوت جوان‌های ما به علوم عقلی بسیار مهم است/ فلسفه اسلامی باید گفتمان فلسفی دنیا شود.

مرکز پژوهشي دائره‌المعارف علوم عقلي اسلامي، نخستين مرکز دائره‌المعارفي در زمينه علوم عقلي اسلامي

نمايه‌نويسي و تهيه فهرست‌هاي تفصيلي

پژوهش دقيق و جامع بدون آگاهي از ميراث پيشينيان و کوشش‌هاي علمي ديگران امکان ناپذير است و آگاهي از اين ميراث، از راه مطالعة کامل آثار بزرگان گذشته و اکنون، زمان بسياري مي‌طلبد.
نياز به آگاهي دقيق از ميراث پيشينيان براي تدوين دائرهْْ‌المعارف‌ها بسيار مهم‌تر است، چرا که دائرهْْ‌المعارف‌ها (به ويژه به معناي معاصر آن) بايد جامع همة مطالب و همة ميراث گذشتگان در موضوع مقاله باشند.
ازاين‌رو، «مرکز پژوهشي دائرهْْ‌المعارف علوم عقلي اسلامي»، با هدف ايجاد زمينه‌هاي لازم براي پژوهش‌هاي دقيق و جامع، بر آن شد تا براي دست‌يابي سريع و آسان به مطالب منابع، راه‌هايي بيابد. بدين منظور، براي استخراج موضوع‌هاي منابع علوم عقلي و سامان‌دهي آنها انواع گوناگوني از فعاليت‌ها در دستور کار اين مرکز قرار گرفت که از اين ميان مي‌توان به آماده‌سازي «فهرست تفصيلي مطالب» براي پاره‌اي از منابع مهم علوم عقلي اسلامي و نمايه‌سازي اين فهرست‌ها اشاره کرد.
تفاوت با ديگر معجم‌هاي موضوعي
تهية فهرست تفصيلي مطالب و نمايه‌سازي آنها از نظر شکل و محتوا، از سويي همانند چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي چکيده‌هاست که در همين مرکز انجام شده است و از سوی ديگر از جهت محتوا، مانند فهرست مطالبي است که براي منابع تهيه مي‌شود اما اين کار با هر دوي آنها متفاوت است.
 
تفاوت با چکيده‌نويسي
تفاوت فهرست تفصيلي مطالب با چکيده‌ها در اين است که در چکيده‌نويسي، تمام مطالب و اطلاعات متن استخراج شده و بصورت چکيده آورده مي‌شود. اما فهرست تفصيلي مطالب، تنها عناوين مطالب اصلي متن‌ها را در بر مي‌گيرد ازاين‌رو، تعداد عبارت‌هايي که به عنوان چکيدة مطالب صفحه‌اي از متن استخراج مي‌شود، معمولاً چند برابر تعداد فهرست‌ها است. البته فهرست‌هاي تفصيلي از نظر نمايه‌ها، شکل و سبک نگارش و شيوه بهره‌گيري از آنها تفاوتي با چکيده‌ها ندارند.
تفاوت با فهرست‌هاي رايج
فهرست تفصيلي مطالب، با فهرست‌هاي رايج منابع، که بيشتر در آغاز کتاب‌ها يا آغاز بخش‌ها و فصل‌هاي منابع نوشته مي‌شوند تفاوت‌هاي اساسي دارد. پاره‌اي از تفاوت‌هاي اين فهرست با ديگر فهرست‌ها عبارت است از:
1)      در اين فهرست، نظام منطقي مطالب از کلي به جزئي رعايت شده است به اين معنا که، تمام کتاب، داراي عنواني است که محتواي همة کتاب را به صورت کلي معرفي مي‌کند. و هر يک از بخش‌ها و فصل‌ها نيز داراي عنوان‌هاي جدا هستند که محتواي آنها را معرفي مي‌کنند و هر يک از مطالب مهم در فصل‌ها نيز جداگانه فهرست نويسي شده‌اند.
2)      اين فهرست‌ها کاملاً محتوايي‌اند، يعني کوشش شده است تا با بهره‌گيري از اصطلاحات رايج علوم، محتواي مطالب در آنها معرفي شوند به گونه‌اي که پژوهش‌گران بتوانند از روي فهرست‌ها به اطلاعات متن‌ها پي ببرند.
3)      اين فهرست‌ها، از نظر شکل و چارچوب عبارت‌ها نيز داراي ويژگي‌هاي يکساني هستند که اين ويژگي‌ها، افزون بر هماهنگي فهرست‌ها، استفادة از آنها را نيز آسان‌تر و سريع‌تر کرده است. پاره‌اي از اين ويژگي‌ها عبارت‌اند از:
الف)  تعداد کلمات به کار رفته در هر يک از فهرست‌ها کنترل شده و هماهنگ است.
ب)       همه عبارت‌هاي فهرست‌ها، عبارت‌هاي غير تام هستند.
ج)        کوشش شده است تا عبارت‌هاي فهرست‌ها چنان گويا، زيبا و کوتاه باشند که مخاطبان بتوانند با مراجعة به آنها به سرعت و آساني، به محتواي متن‌ها پي ببرند.
د)          اصطلاحات به کار رفته در فهرست‌ها در عين هماهنگي با متن‌ها، اصطلاحاتي رايج، آشنا و کاربردي‌اند.
4)      هر يک از اين فهرست‌ها، داراي چند نمايه ترکيبي‌اند؛ منظور از نمايه ترکيبي، عبارت‌هاي کوتاه (و تا حد امکان دو کلمه‌اي) است که يکي از کلمات آن معمولاً يک اصطلاح، نام يک عَلَم، فرقه و ... است و کلمة ديگر، عبارتي توضيح‌دهنده است که گستره بحث دربارة واژه ديگر را مشخص مي‌کند.
5)      نمايه‌ها، زير کليدواژه‌ها قرار مي‌گيرند؛ منظور از کليدواژه‌ها، واژه‌هاي پايه‌اي و اصطلاحات علوم هستند و كليدواژه‌ها با اصطلاحات مرجّح در اصطلاح‌نامه علوم هماهنگ شده‌اند.
بنابراين، فهرست تفصيلي مطالب و نمايه‌ها که در اين مجموعه تهيه شده است شيوه‌اي نو در فهرست‌نويسي مطالب است که پيش از اين سابقه نداشته و داراي آثار ارزشمندي در امر پژوهش و تحقيق است. شايسته است براي تبيين اهميت و سودمندي اين شيوة نوين، نيم‌نگاهي به شيوه‌هاي پيشين در امر فهرست‌نويسي موضوعات داشته باشيم.
 
پيشينه فهرست‌نگاري موضوعات
در گذشته، زمينه‌سازي براي دست‌يابي سريع به محل درج مطالب مورد نظر، از راه تدوينِ «فهرست‌هاي مطالب» كه در آغاز منابع قرار مي‌گرفت و نيز از راه تهية «معجم‌هاي لفظي»؛ مانند «معجم المفهرس‌هاي الفاظ»، «كشف الابيات» و «كشف الآيات» انجام مي‌شد. اين‌گونه معجم‌ها، زمينه جست‌وجو از راه الفاظ موجود در منابع را به‌خوبي فراهم مي‌سازند، امّا نمي‌توانند امكان دست‌يابي سريع به محل درج تمام مطالب موردنظر را فراهم آورند؛ زيرا، اولاً، به طور معمول در منابع، مطالب بسياري دربارة يك موضوع وجود دارد كه زير واژه و عنوان مربوط به آن موضوع نيامده است. افزون بر اين، زير واژة مربوط به موضوع يك تحقيق، معمولاً مطالب بسياري هست که چه‌بسا در يک پژوهش تنها، به پاره‌اي از آنها نياز باشد. فراواني اطلاعاتي كه زير موضوعي قرار مي‌گيرند، معمولاً پژوهش‌گر را ناگزير مي‌کند تا براي دست‌يابي به مطلب موردنظر خود، متن‌هاي مربوط به تمام آنها را ببيند كه نيازمند زمان بسياري است.
براي رفع اين دشواري، در كشف الآيات و كشف الابيات، بخشي از آية قرآن كريم يا بخشي از شعر را مي‌آورند تا پژوهش‌گر، از ميان آنها، آيه يا شعر موردنظر خود را برگزيند و تنها در پيِ محل درج همان متن باشد، ولي در ديگر موضوع‌ها (در معجم‌ها و نرم‌افزارهايي که تنها جست‌وجوي لفظي به‌وسيله آنها ممكن است) اين دشواري همچنان پابرجا است.
گام بعدي در دست‌يابي به نشاني محل درج مطالب، تهية «نمايه‌هاي مفرد»ي است كه ملاك آن، تنها الفاظ به‌كار رفته در منابع نيستند، بلكه اين نمايه‌ها، با توجه به محتواي مطالب منابع و اصطلاح‌هاي رايج و كاربردي تهيه مي‌شوند. اين گام، دشواري نخست را تا اندازه بسياري برطرف مي‌كند، امّا دشواري دوم، يعني درج‌کردن نمايه‌هاي انبوه كه به تمام آنها در يک پژوهش نياز نيست، همچنان وجود دارد. براي نمونه اگر پژوهش‌گري در علم منطق در پي دست‌يابي به محل درج «سابقة تقسيم قضايا به حمل ذاتي اولي و شايع صناعي پيش از محقق دواني» باشد، هرگز نمي‌تواند از راه معجم‌هاي لفظي به محل درج مطالب مربوط به موضوع پژوهش پي ببرد؛ زيرا پيش از محقق دواني، واژه‌هاي حمل ذاتي اولي و شايع صناعي به‌عنوان دو اصطلاح، به معناي کنوني نبوده است، ولي اگر براي متن‌هاي پيش از محقق دواني با توجه به محتواي مطالب، نمايه‌هاي مفردي تهيه شده باشند، مي‌توان در اين نمايه‌ها از واژة «حمل ذاتي اولي يا حمل شايع صناعي» بهره برد، امّا مشکلي همچنان هست و آن اينکه چه‌بسا زير اصطلاح «حمل ذاتي اولي»، ده‌ها نمايه آمده باشد كه تنها چند نشاني از آنها، به مطلب موردنظر محقق مربوط باشد و او نمي‌تواند بدون مراجعه به متن منابع، دريابد كدام نشاني با موضوع مطلوب وي ارتباط دارد. ازاين‌رو، ناگزير بايد به تمام نشاني‌ها مراجعه كند و متن منابع را بخواند تا دريابد كه آيا اين متن به آنچه او در پي آن است، ارتباط دارد يا خير؟
بنابراين، نمايه‌هاي مفرد نيز نمي‌توانند سرعت لازم را براي پژوهش‌گر فراهم آورند، اما اين دشواري با پديد آمدن «نمايه‌هاي تركيبي» تا اندازة بسياري برطرف شد؛ زيرا در نمايه‌هاي تركيبي، براي مثال واژة «حمل ذاتي اولي يا حمل شايع صناعي» با واژه‌هايي مانند «تاريخچه» تركيب مي‌شود و نماية «تاريخچة حمل ذاتي اولي» ايجاد مي‌گردد. اين‌گونه تركيب‌ها، دامنة نمايه را بسيار مشخص‌تر و محدودتر مي‌كند و بي‌گمان سرعت کار با محدود شدن دامنة پژوهش، چند برابر افزايش مي‌يابد.
اما با اين حال، چه‌بسا ده‌ها نشاني زير نماية «تاريخچة حمل ذاتي اولي» در منابع باشد و پژوهش‌گر براي اينكه به نشاني‌هاي خود برسد، بايد تمام اين نشاني‌ها را بيابد و متن‌هاي آنها را بخواند تا دريابد كه آيا اين نشاني‌ها مطلب موردنظر او را كه تنها «حمل ذاتي اولي و حمل شايع صناعي پيش از محقق دواني» است، دربر دارند يا نه؟
آخرين پيشرفت در ارائه شيوه‌اي نو در تهية فهرست مطالب، براي دست‌يابي سريع به محل درج مطالب و فهم آنها، شيوه‌اي است كه ما در اين كتاب از آن بهره برده‌ايم. در اين شيوه، نخست فهرستي دقيق و تفصيلي از متن به شيوه‌اي تعليمي و گويا تهيه مي‌شود و سپس، براي هر يک از فهرست‌ها، نمايه‌هاي تركيبي و كاربردي ساخته مي‌شود. آن‌گاه هر يك از اين نمايه‌ها زير كليدواژه يا كليدواژه‌هايي قرار مي‌گيرند. اين نوع ساماندهي براي استفاده از اين مجموعه، راه دست‌يابي به موضوع موردنظر را کوتاه و آسان مي‌سازد.
 
شيوة بهره‌گيري از اين معجم موضوعي
براي دست‌يابي به نشاني محل درج مطلب در اين معجم چند راه وجود دارد. طبيعي‌ترين و دقيق‌ترين راه اين است كه برابر حروف الفبا، كليدي‌ترين واژه موردنظر جست‌وجو شود که در اين صورت، نمايه‌هاي تركيبي مرتبط با موضوع پژوهش زير آن کليدواژه يافت خواهد شد. آن‌گاه مي‌توان از ميان آنها، نمايه يا نمايه‌هاي موردنظر را برگزيد و پس از آن، از راه نمايه‌ها، فهرست‌هاي تفصيلي مربوط به آن‌ها به‌دست خواهد آمد. با مطالعة آنها، معلوم مي‌شود كه آيا نشاني موردنظر، مطلبي متناسب با موضوع پژوهش دارد يا خير؟ در صورتي كه محتواي فهرست، بيانگر ارتباط متن با مطلب موردنظر باشد، پژوهش‌گر مي‌تواند به متن کتاب مراجعه کند. اين شيوه، چند برابر فهرست‌هاي رايج، معجم‌هاي لفظي و نمايه‌هاي مفرد، بر سرعت جست‌وجو مي‌افزايد.