واحد اصطلاح‌يابي عرفان ادبي

تعريف عرفان ادبی

عرفان ادبی، ساحتی از عرفان اسلامی است که در آن احوال، مقامات، شهودها و معارف عرفانی به نحو احساسی و عاطفی بیان می­شود. این تعریف شامل اجزاء و نکات ذیل است که برای هریک توضیح مختصری ارائه می­شود:

  • ساحت عرفان اسلامی: ساحت‌های عرفان اسلامی عبارت­‌اند از عرفان نظری، عرفان عملی، عرفان ادبی، تأویل عرفانی (عرفان و شریعت)، آداب و مستحسنات.
    وجه تمایز عرفان ادبی از دیگر ساحتهای عرفان اسلامی، نه در بهره­‌گیری از کشف و شهود و نه در موضوع، بلکه در هدف و نحوه بیان است. توضیح آن که در کشف و شهود، افزون بر مقامات سلوکی و معارف عرفانی، احساسات و عواطفی نیز به سالک یا عارف دست می­دهد که در دیگر ساحت‌های عرفان، چندان مورد توجه واقع نمی­‌شود و این وظیفه، بر عهده عرفان ادبی گذاشته شده است. از این رو عارف یا سالک، در این ساحت از عرفان، بیشترین توجه خود را معطوف به انتقال و بیان این احساسات و عواطف می­‌کند که نتیجه آن، بیان همان موضوعات مطرح در دیگر ساحت‌های عرفان یعنی هستی و سلوک است به نحو احساسی و عاطفی. از آنجا که در میان انواع زبان‌ها و بیان‌ها، تنها زبان ادبی است که متکفل بیان احساسات و عواطف است، عرفان نیز برای بیان احساسی معارف و مقامات معنوی، به زبان ادبی روی می­‌آورد و از چارچوب‌ها و قالب‌ها و اصطلاحات ادبی برای این هدف، بهره می­‌گیرد و به این نحو عرفان ادبی پدید می­‌آید.
  • احوال، مقامات، شهودها و معارف عرفانی: اين موارد، در حکم موضوعات عرفان ادبی­‌اند. بنابراین عرفان ادبی، موضوعاً اعم از عرفان نظری و عملی است. اما البته این موضوعات در عرفان ادبی، به نحو احساسی و عاطفی بیان می­‌شوند نه علمی و دقیق.
  • به نحو احساسی و عاطفی: این قید، هم ناظر به شیوه بیان عرفان ادبی است و هم ناظر به هدف اولیه آن. هدف اولیه عرفان ادبی، بیان و انتقال احساسات و عواطف عرفانی است و این هدف، گاه در نحوه بیان عرفان ادبی جلوه­‌گر می­‌شود و گاه افزون بر آن، واژگان و مفاهیمی خاص چون غم، دَرد، عشق، دریغ و... برای انتقال این احساسات، ساخته و پرداخته می­‌شوند.

معرفي واحد

واحد عرفان ادبی در سال 86 با سه عضو فعالیت خود را آغاز نمود و در حال حاضر تعداد اعضای گروه به 13 نفر می‌رسد

نخست منابع و دیوان‌هاي معتبر مورد شناسایی قرار گرفت و به سه درجه تقسیم بندی شدند، سپس  منابع درجه اول و دوم اصطلاح یابی شدند و در مرحله بعد محققان به بررسی تفصیلی اصطلاحات و ابیات مرتبط به آنها پرداختند.

قلمرو فعاليت

قلمرو فعاليت واحد آثار شاعرانی است که غالباً از شعرا و عارفان سرشناس زمانه خود بودند مانند:  دیوان سنایی، حدیقة الحقیقه سنایی، دیوان عطار، مختارنامه، مصیبت‌نامه، منطق‌الطیر، اسرارنامه، الهي نامه، دیوان شمس، مثنوی معنوی، دیوان حافظ، کلیات سعدی، دیوان عراقی، دیوان جامی، دیوان صائب، دیوان بیدل و.....

اهميت عرفان ادبي و ضرورت بررسی اصطلاحات آن

عرفان ادبی به عنوان احساسی­‌ترین، پرنفوذترین و مؤثرترین ساحت عرفان اسلامی در میان عامه مردم و نیز در میان سالکان و عارفان است. از این رو گسترده­‌ترین و قدرتمندترین دامنه ترویجی عرفان اسلامی، در بستر عرفان ادبی شکل یافته است و اگر تاریخ اسلام و ایران را درآمیخته با تاریخ عرفان می­‌یابیم، یکی از مهم‌ترین دلایل آن، نفوذ دامنه عرفان ادبی بوده است. بدین­سان عرفان ادبی، مشتمل بر اصطلاحاتی با معانی علوی و معنوی و با گستردگی و نفوذ زمینی است که این دو مؤلفه، همیشه حاکی از اهمیت به سزای این اصطلاحات بوده است. از سویی درآمیختگی عاطفه (حیثیت‌های احساسی) و عقل (حیثیت‌های مربوط به موضوع و معنای اصطلاح) در این اصطلاحات، پیچیدگی آنها را دوچندان می­‌کند. بنابراین، با توجه به اهمیت بالای اصطلاحات عرفان ادبی و پیچیدگی آنها، ضرورت بررسی معنای آنها، به تأکید روشن می­‌شود.

آشنايي با اصطلاحات عرفان ادبي

از آنجا که عرفان ادبی از درآمیختگی شهودات و مفاهیم عرفانی با نحوه بیان ادبی ساخته می­‌شود و افزون بر معانی و موضوعات، احساسات نیز در آن منتقل می­‌شوند، اصطلاحات آن از پیچیدگی بیشتری نسبت به اصطلاحات عرفان نظری و عملی برخوردارند. بیشتر اصطلاحات عرفان ادبی، از نظر ساختار، مشابه استعاره ادبی­‌اند؛ چه، در ریشه، هر اصطلاح عرفان ادبی، نخست یک استعاره ادبی بوده است که این استعاره در حیطه معانی و مفاهیم عرفانی، صورت گرفته است؛ مثلاً زیبایی و جمال معشوق ازلی یعنی حق­‌تعالی (معنای عرفانی)، به چشم زیبای معشوق مادی تشبیه شده و با حذف مشبَّه (معنای عرفانی) و ادات تشبیه (مانند، چون و ...) و باقی ماندن مشبَّهٌ­‌به (چشم) در کلام، استعاره­‌ای در حیطه معانی عرفانی شکل گرفته است. اما نکته مهم این است که در این سطح، هنوز نمی­‌توان گفت اصطلاح عرفان ادبی درست شده است. زیرا استعاره، یک تکنیک ادبی است و در جایگاه «وضع» اصطلاح نیست و هیچ ادیب یا دانشمندی ادعا نکرده است که با استعاره، مثلاً کلمه چشم، در زیبایی معشوق حقیقی (حق­‌تعالی) وضع می­‌شود. بنابر این، باید این استعاره در طول تاریخ در موارد متعددی به ویژه در دیوان چند شاعر عرفانی تکرار شده باشد تا بتوان گفت این استعاره تبدیل به اصطلاح شده است. با تکرار این استعاره، اصطلاحی پدید می‌­آید که برخلاف اصطلاحات دیگر علوم، ساختاری دو وجهی (لفظ – معنا) ندارد؛ بلکه ساختار آن سه وجهی است: لفظ - معنای ظاهری - معنای عرفانی؛ یعنی با اصطلاح شدنِ استعاره، معنای ظاهری کلمه که نقش انگیزنده احساسات مخاطب را ایفا می­‌کند و در استعاره ادبی همواره وجود دارد، حذف نمی­‌شود؛ بلکه این جزء همواره لازم است و با استقرار این استعاره به عنوان اصطلاح عرفان ادبی، مخاطب باید همواره به­ واسطه معنای ظاهری و از طریق احضار آن در ذهن، به معنای عرفانی که مراد جدی و نهایی شاعر است منتقل گردد؛ وگرنه احساسی منتقل نخواهد شد.

ابداعات گروه عرفان ادبي

  • ابداع در توليد رده‌های عرفان ادبی (هر اصطلاح در عرفان ادبی حتما در یکی از رده‌های: عاشقانه، مستانه، رندانه، سالکانه، عارفانه، زاهدانه جای می‌گیرد که هرکدام از این رده‌ها داراي تعریف و ويژگي‌هاي مشخصي می‌باشد.)
  • ابداعات روشی و اجرایی (طراحي نرم‌افزار جانبي براي بررسي ابيات)
  • ابداع در تعيين روابط جديد در اصطلاحات عرفان ادبي