واحد اصطلاحیابی عرفان ادبی
8 مرداد, 1391 - 02:34
ناشناس (تایید نشده)
0 Comments

تعریف عرفان ادبی
عرفان ادبی، ساحتی از عرفان اسلامی است که در آن احوال، مقامات، شهودها و معارف عرفانی به نحو احساسی و عاطفی بیان میشود. این تعریف شامل اجزاء و نکات ذیل است که برای هریک توضیح مختصری ارائه میشود:
-
ساحت عرفان اسلامی: ساحتهای عرفان اسلامی عبارتاند از عرفان نظری، عرفان عملی، عرفان ادبی، تأویل عرفانی (عرفان و شریعت)، آداب و مستحسنات.
وجه تمایز عرفان ادبی از دیگر ساحتهای عرفان اسلامی، نه در بهرهگیری از کشف و شهود و نه در موضوع، بلکه در هدف و نحوه بیان است. توضیح آن که در کشف و شهود، افزون بر مقامات سلوکی و معارف عرفانی، احساسات و عواطفی نیز به سالک یا عارف دست میدهد که در دیگر ساحتهای عرفان، چندان مورد توجه واقع نمیشود و این وظیفه، بر عهده عرفان ادبی گذاشته شده است. از این رو عارف یا سالک، در این ساحت از عرفان، بیشترین توجه خود را معطوف به انتقال و بیان این احساسات و عواطف میکند که نتیجه آن، بیان همان موضوعات مطرح در دیگر ساحتهای عرفان یعنی هستی و سلوک است به نحو احساسی و عاطفی. از آنجا که در میان انواع زبانها و بیانها، تنها زبان ادبی است که متکفل بیان احساسات و عواطف است، عرفان نیز برای بیان احساسی معارف و مقامات معنوی، به زبان ادبی روی میآورد و از چارچوبها و قالبها و اصطلاحات ادبی برای این هدف، بهره میگیرد و به این نحو عرفان ادبی پدید میآید.
-
احوال، مقامات، شهودها و معارف عرفانی: این موارد، در حکم موضوعات عرفان ادبیاند. بنابراین عرفان ادبی، موضوعاً اعم از عرفان نظری و عملی است. اما البته این موضوعات در عرفان ادبی، به نحو احساسی و عاطفی بیان میشوند نه علمی و دقیق.
-
به نحو احساسی و عاطفی: این قید، هم ناظر به شیوه بیان عرفان ادبی است و هم ناظر به هدف اولیه آن. هدف اولیه عرفان ادبی، بیان و انتقال احساسات و عواطف عرفانی است و این هدف، گاه در نحوه بیان عرفان ادبی جلوهگر میشود و گاه افزون بر آن، واژگان و مفاهیمی خاص چون غم، دَرد، عشق، دریغ و... برای انتقال این احساسات، ساخته و پرداخته میشوند.
معرفی واحد
واحد عرفان ادبی در سال 86 با سه عضو فعالیت خود را آغاز نمود و در حال حاضر تعداد اعضای گروه به 13 نفر میرسد
نخست منابع و دیوانهای معتبر مورد شناسایی قرار گرفت و به سه درجه تقسیم بندی شدند، سپس منابع درجه اول و دوم اصطلاح یابی شدند و در مرحله بعد محققان به بررسی تفصیلی اصطلاحات و ابیات مرتبط به آنها پرداختند.

قلمرو فعالیت
قلمرو فعالیت واحد آثار شاعرانی است که غالباً از شعرا و عارفان سرشناس زمانه خود بودند مانند: دیوان سنایی، حدیقة الحقیقه سنایی، دیوان عطار، مختارنامه، مصیبتنامه، منطقالطیر، اسرارنامه، الهی نامه، دیوان شمس، مثنوی معنوی، دیوان حافظ، کلیات سعدی، دیوان عراقی، دیوان جامی، دیوان صائب، دیوان بیدل و.....
اهمیت عرفان ادبی و ضرورت بررسی اصطلاحات آن
عرفان ادبی به عنوان احساسیترین، پرنفوذترین و مؤثرترین ساحت عرفان اسلامی در میان عامه مردم و نیز در میان سالکان و عارفان است. از این رو گستردهترین و قدرتمندترین دامنه ترویجی عرفان اسلامی، در بستر عرفان ادبی شکل یافته است و اگر تاریخ اسلام و ایران را درآمیخته با تاریخ عرفان مییابیم، یکی از مهمترین دلایل آن، نفوذ دامنه عرفان ادبی بوده است. بدینسان عرفان ادبی، مشتمل بر اصطلاحاتی با معانی علوی و معنوی و با گستردگی و نفوذ زمینی است که این دو مؤلفه، همیشه حاکی از اهمیت به سزای این اصطلاحات بوده است. از سویی درآمیختگی عاطفه (حیثیتهای احساسی) و عقل (حیثیتهای مربوط به موضوع و معنای اصطلاح) در این اصطلاحات، پیچیدگی آنها را دوچندان میکند. بنابراین، با توجه به اهمیت بالای اصطلاحات عرفان ادبی و پیچیدگی آنها، ضرورت بررسی معنای آنها، به تأکید روشن میشود.
آشنایی با اصطلاحات عرفان ادبی
از آنجا که عرفان ادبی از درآمیختگی شهودات و مفاهیم عرفانی با نحوه بیان ادبی ساخته میشود و افزون بر معانی و موضوعات، احساسات نیز در آن منتقل میشوند، اصطلاحات آن از پیچیدگی بیشتری نسبت به اصطلاحات عرفان نظری و عملی برخوردارند. بیشتر اصطلاحات عرفان ادبی، از نظر ساختار، مشابه استعاره ادبیاند؛ چه، در ریشه، هر اصطلاح عرفان ادبی، نخست یک استعاره ادبی بوده است که این استعاره در حیطه معانی و مفاهیم عرفانی، صورت گرفته است؛ مثلاً زیبایی و جمال معشوق ازلی یعنی حقتعالی (معنای عرفانی)، به چشم زیبای معشوق مادی تشبیه شده و با حذف مشبَّه (معنای عرفانی) و ادات تشبیه (مانند، چون و ...) و باقی ماندن مشبَّهٌبه (چشم) در کلام، استعارهای در حیطه معانی عرفانی شکل گرفته است. اما نکته مهم این است که در این سطح، هنوز نمیتوان گفت اصطلاح عرفان ادبی درست شده است. زیرا استعاره، یک تکنیک ادبی است و در جایگاه «وضع» اصطلاح نیست و هیچ ادیب یا دانشمندی ادعا نکرده است که با استعاره، مثلاً کلمه چشم، در زیبایی معشوق حقیقی (حقتعالی) وضع میشود. بنابر این، باید این استعاره در طول تاریخ در موارد متعددی به ویژه در دیوان چند شاعر عرفانی تکرار شده باشد تا بتوان گفت این استعاره تبدیل به اصطلاح شده است. با تکرار این استعاره، اصطلاحی پدید میآید که برخلاف اصطلاحات دیگر علوم، ساختاری دو وجهی (لفظ – معنا) ندارد؛ بلکه ساختار آن سه وجهی است: لفظ - معنای ظاهری - معنای عرفانی؛ یعنی با اصطلاح شدنِ استعاره، معنای ظاهری کلمه که نقش انگیزنده احساسات مخاطب را ایفا میکند و در استعاره ادبی همواره وجود دارد، حذف نمیشود؛ بلکه این جزء همواره لازم است و با استقرار این استعاره به عنوان اصطلاح عرفان ادبی، مخاطب باید همواره به واسطه معنای ظاهری و از طریق احضار آن در ذهن، به معنای عرفانی که مراد جدی و نهایی شاعر است منتقل گردد؛ وگرنه احساسی منتقل نخواهد شد.
ابداعات گروه عرفان ادبی
-
ابداع در تولید ردههای عرفان ادبی (هر اصطلاح در عرفان ادبی حتما در یکی از ردههای: عاشقانه، مستانه، رندانه، سالکانه، عارفانه، زاهدانه جای میگیرد که هرکدام از این ردهها دارای تعریف و ویژگیهای مشخصی میباشد.)
-
ابداعات روشی و اجرایی (طراحی نرمافزار جانبی برای بررسی ابیات)
-
ابداع در تعیین روابط جدید در اصطلاحات عرفان ادبی
دیدگاه